کلوبلاگ *سمیرا*
فریاد ها
دچار یعنی عاشق و چه تنهاست اگر ماهی کوچک دچار آبی دریای بی کران باشد....:-((
__
16 اسفند 86 - 22:36

حرف های ما هنوز نا تمام ...

تا نگاه می کنی :

                        وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی!

پیش از آن که با خبر شوی

لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود

آی...

ای دریغ و حسرت همیشگی!

ناگهان

        چقدرزود

                دیر می شود !!!!


11 اسفند 86 - 08:08
 

این می تواند احساس خیلی از شماها باشد: خسته شده اید. احساس می كنید كه هر كاری كه لازم است را برای به دست آوردن زنی بااصالت با ویژگی های ممتاز انجام می دهید اما خانم ها به شما جواب نمی دهند. تصور شما این است كه خانم ها معمولاً دنبال مردی كامل هستند كه در واقعیت وجود خارجی ندارد.

اما اگر از دوستان دخترتان سؤال كنید، مطمئناً پاسخ دیگری دریافت خواهید كرد. درست است كه آنها زیبایی ظاهری، جذابیت و رمانتیك بودن را در مرد ایدآلشان دوست دارند، اما آنقدرها هم كه شما فكر میكنید درگیر این مسائل نیستند. اگر میخواهید بدانید واقعاً به چه فكر میكنند، به مطالب زیر توجه كنید.

كمی احترام بگذارید. وقتی نوبت به احترام گذاشتن به خانم ها می رسد، مردهای ایرانی فرقی با بقیه مردهای جهان ندارند. خانم ها وقتی بشنوند كه طرفشان در مورد زنان دیگر غیرمحترمانه صحبت می كند، خیلی سریع عقب می كشند. من با مردان زیادی روبرو بوده ام كه به خاطر اینكه علاقه ای به من نداشتند، به خودشان اجازه میدادند كه وقتی زن زیبایی می بینند آنها را جذاب قلمداد كنند یا زنانی كه جذابیت كمتری دارند را به عناوین ناخوشایند بخوانند. حتی اگر این نحوه صحبت كردن به صورت شوخی هم بیان شود، باز اگر خانم ها ببینند كه طرفشان زنان را نوعی شیء قلمداد میكند، آزرده خاطر خواهند شد.

مردها به صورت های دیگر هم می توانند احترامشان را به خانم ها نشان دهند. وقتی در را برای خانم ها باز می كنند، به آنها صندلی تعارف می كنند، یا او را تا اتومبیلش همراهی می كنند، در نظر خانم ها بسیار مؤدبانه می آید. اكثر مردها وقتی با یك خانم قرار ملاقات میگذارند، چنین رفتارهایی از خود نشان می دهند، اما با دوستان دختر معمولیشان چنین برخوردی ندارند.

با همه مهربان باشید. ممكن است تعجب كنید اگر بفهمید كه خانم ها شما را حتی در عادی ترین برخوردهایتان با دیگران هم ارزیابی می كنند. آنها نه تنها به رفتار شما با خودشان، بلكه به نحوه برخورد شما با دیگران هم توجه می كنند. مهربانی، بخشندگی، و خدمت رسانی، از دیدگاه آنها خصوصیاتی قابل تحسین است.

به دنبال مشاوره و راهنمایی های معنوی باشید. خیلی از مردها از اینكه میبینند خانم ها به دنبال مردان باایمان و معنوی هستند تعجب می كنند. آنها تصور می كنند كه ایدآلی كه خانم ها دنبال آنند، وجود ندارد اما من از زبان خانم های زیادی شنیده ام كه این ویژگی برایشان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. خانم ها معتقدند كه افراد باایمان و متقی، در ازدواج هم كمتر مرتكب گناه می شوند و بیشتر می توان به آنها اعتماد كرد.

خانواده تان را دوست داشته باشید. خانم ها همچنین به نحوه برخورد آقایون با مادر، خواهر و حتی مادربزرگشان هم دقت میكنند. آنها از اینكه می بینند مردی با زنان خانواده خود نیز رفتار خوبی داشته و به آنها علاقه دارد، احساس امنیت بیشتری میكنند و تاحدودی مطمئن می شوند كه با آنها نیز رفتاری پایین تر از آن نخواهند داشت.

ازدواج را جدی بگیرید. برای خیلی از آقایون، ازدواج چیزی است كه هیچوقت از آن صحبت نمی كنند. حتی اگر در خیالشان باشد كه یك روز ازدواج كنند، معلوم نیست كه هیچ برنامه ای برای آن داشته باشند.

یكی از دوستان من یكسال پیش ازدواج كرد. كمی بعد از ازدواجشان اتفاقی برای آنها افتاد كه مجبور می شدند به فرانسه رفته و آنجا زندگی كنند. بعد از سه ماه دیدم كه آماده رفتن شده اند. وقتی از او پرسیدم كه چطور به این سرعت توانستند مشكلات مادیشان را حل كرده و برنامه رفتن را جور كنند، دوستم رازی را با من در میان گذاشت. او گفت كه همسرش از سالها قبل از ازدواج برای زندگی خانوادگی خود در آینده پس انداز میكرده است، به همین ترتیب بوده كه توانسته بود بدهی شهریه دانشگاه او و همچنین ماشین های هردوشان را بپردازد.

من واقعاً چنین دوراندیشی را تحسین می كنم. بااینكه همه ی آقایون ممكن است قادر به رسیدن به چنین اهداف مالی نباشند، اما برداشتن قدم هایی كوچك هم كه به خانم ها نشان دهد خود را برای ازدواج آماده می كنند، هم خوب است.

یكی دیگر از نشانه های میل به ازدواح، آمادگی پذیرفتن مسئولیت است. خیلی از مردها می خواهند با همان آزادی و بی بند وباری كه در دوران دانشگاه داشتند، تا آخر عمر زندگی كنند و از قبول مسئولیت های جدید سر باز می زنند. این آدم ها باید بدانند كه خانم ها دنبال یك پسربچه نیستند، آنها دنبال مرد زندگیشان هستند، كسی كه بتواند از آنها حمایت كرده و از خیلی جهات تامینشان كند.

پیشقدم شوید. وقتی از خانمی خوشتان می آید و احساس او را نسبت به خودتان نمی دانید، این شما هستید كه باید پیشقدم شوید. خیلی از مردها را می شناسم كه از روی غرور هیچوقت جلو نمی روند و از باب آشنایی را با زن مورد علاقه شان باز نمی كنند. خیلی دیگر از اینكه طرف مورد نظر دست رد به سینه شان بزند می ترسند و جلو نمیروند. گروه اول باید بدانند كه با غرور هیچوقت به آنچه میخواهند، نمی رسند و گروه دوم هم باید به خدا توكل داشته باشند و بدانند اگر خواست خدا در آن باشد، حتماً موفق می شوند.

ریسك كنید. خیلی اوقات مردها باعث می شوند كه رابطه شان بر هم بخورد چون وقتی كه نوبت به تصمیم گیری می رسد، اقدامی نمی كنند. آنها باید بدانند كه شجاعت و جسارت مردان برای خانم ها ارزش زیادی دارد. با طرفتان روراست باشید و حرفی كه می خواهید بزنید را بدون این پا و اون پا كردن به او بگویید. رك و راست بودن همیشه مورد تحسین خانم ها بوده است.

شما آقایونی كه فكر میكنید خانم ها به دنبال مرد كامل و رویایی توی قصه ها هستند، بدانید كه اشتباه می كنید. شما تصور درستی از خواسته های خانم ها ندارید. آنها به دنبال مهربانی و محبت، احترام و توجه، و صداقت و ابتكار عمل هستند. آنها به دنبال آن مرد كاملی هستند كه درون شما وجود دارد

30 بهمن 86 - 07:51

نمی بخشمت .... بخاطر تمام خنده هایی كه از صورتم گرفتی .... بخاطر تمام غمهایی كه بر صورتم نشاندی .... نمی بخشمت .... بخاطر دلی كه برایم شكستی .... .. بخاطر احساسی كه برایم پرپر كردی ..... نمی بخشمت .... بخاطر زخمی كه بر وجودم نشاندی ..... بخاطر نمكی كه بر زخمم گذاردی .... و می بخشمت بخاطر عشقی كه بر قلبم حك كردی.....


26 بهمن 86 - 20:41

زیبا ترین ، چقدر غریبی میان ما !

انگار خفته ایم !

انگار مرده ایم !

انگار رفته ای به بیابان بی کسی !

گویی نشان نمانده از آن خیمه گاه نور !

شاید گسسته ای !  نه ! نه!

ما تو را از شهر تبعید کرده ایم ،

ما دل بریده مردم از عشق ناامید ،

ما مردم پلید !

آه ، ای فرید ، دل بسته ای به شفق چرا مهربان رفیق ؟!


25 بهمن 86 - 22:31

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

در نهان خانه ی جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید ، عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ی ماه فرو ریخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آمد تو به من گفتی از این عشق حذر کن

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب آیینه ی عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش که فردا دلت با دگران است

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

با تو گفتم حذر از عشق ندانم ،

سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چو کبوتر لب بام تو نشستم ؛

تو به من سنگ زدی ، من نرمیدم ، نگسستم

باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت

اشک در چشم تو لغزید ، ماه بر عشق تو خندید

رفت در ظلمت غم آن شب و شب های دگر هم

نگرفتی دگر از آن عاشق آزرده خبر هم

نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم ...

گذشتم....


24 بهمن 86 - 07:12

جنازه‌ی جاسوس را با تلفن همراه دفن كردند تا از آن دنیا خبرچینی كند. چه خوب كه دریا بالا نمی‌آورد؛ و گرنه جهان را استفراغ می‌كرد. دامپزشك‌ها برحسب وظیفه همه را حیوان می‌بینند. مرگ پایان هیچ چیز نیست؛ عذابی كه از دست مرده‌ها می‌كشیم بیش از زندگان است. بوسه‌ی ابرها رعدی رسواكننده دارد. دریای گرسنه كشتی را بلعید. وقتی راست می‌گفت كه دروغ قابلی نداشت. خلبان‌های ناشی باند خالی را هم گورستان می‌بینند.


23 بهمن 86 - 12:46

آنکس که می گفت دوستم دارد، عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد ؛ رهگذری بود که روی برگ های خشک پاییزی راه می رفت...

صدای خش خش برگ ها همان آوازی بود که من گمان می کردم می گوید:

                                          دوستت دارم.

15 بهمن 86 - 07:23

كاش می‌شد عشق را هم جیره بندی كرد! آدم غیر سیگاری، آه می‌كشد و می‌گوید: نکشیدن سیگار هم یک جورهایی لذت بخش است. گرگی كه با گرفتن روزه می‌خواست عشق خود به گوسفندان را به سگ گله ثابت كند؛ روزه‌اش با دریدن چوپان شكست. قلم‌ام نافرمانی می‌كند، می‌گویم ننویس " عشق"، می‌نویسد "عشق". دوست نابینایم مرا دقیق‌تر از آنچه هستم توصیف می‌كند. عشق‌های اینترنتی با دكمه‌ی "دیلیت" محو می‌شوند. الفبای عاشق روی هر برگ، عشقبازی تازه‌ای را تجربه می‌كنند.


13 بهمن 86 - 07:44

آتشی بود و فسـرد

رشـته ای بود و گسسـت

دل چــو از بـنـد تــو رسـت

جــام جــادویی انــدوه شـکـسـت

 

آمـدم تا به تو آویزم

لیک دیدم که تو آن شاخه ی بی برگی

لـیــک دیــدم کـه تـو بـر چـهـره ی امـیــدم

خــــــــــــــنـــــــــــــده ی مـــــــــــرگــــــــــــــــی!

 

وه چه شیرین است ....

بر سر گور تو ای عشق نیاز آلود

پــــــــــای کـــــــــــوبـــــــیــــــــــــــدن!!!

 

وه چه شیرین است....

از تو ای بوسه ی سوزنده ی مرگ آور

چــــــــــــــشـــــــــــــم پــــــــــــوشــــــــیــــــدن!!!

 

وه چه شیرین است....

از تو بگسستن و با غیر تو پیوستن

در بـــه روی غــــــــم دل بـــــســـــتـــــن

کـــــه بــــــــهـــــشــــــــت ایــــــنـــــجــاســــت

بـه خــدا ســایـه ی ابـر و لـب کـشـت ایــنــجــاســـت

 

تو همان به که نیندیشی

 بــه مــن و درد روانـــســـوزم

کـــه مــــن از درد نــــیــــاســــایـم

کـــــه مــــن از شــــعــــلــــه نــــیــفروزم


13 بهمن 86 - 07:37

جالبه!!!

واقعاً جالبه !!!!!!

چی جالبه؟؟!!!!!!!!!!

آدمای این دنیا دیگه؛

احساسات مزخرفی که مردم اسم عشق و دوست داشتنرا روش گذاشتن.

یعنی چی؟؟؟؟!!!!

چرا همه به هم دروغ می گن ؟؟؟!!!

چرا آدما به بهانه ی دوست داشتن همدیگرو گول می زنن تا کار خودشون را پیش ببرند؟!

چرا آدما انقدر کثیف اند؟؟؟!!!

از هرچی آدمه روی زمین حالم به هم می خوره!!!

بوی کثافت آدما بالا زده و داره خفم می کنه؛

همه ی آدما لجن اند! هرکدوم به یه نوعی.

خدایا آخه آدم چقدر می تونه عوضی باشه!!؟؟!!

هــــــان؟!چقدر؟؟؟!!!؟؟؟

آدمی را که در وجودش از روح خود دمیده ای چطور می تونه آنقدر اسیر نفس شیطانی بشه و بوی گند لجنش بالا بزنه؟!!

می دونم همه ی آدما بد نیستند ولی عده ی معدودی هستند که واقعاً میشه اسم آدم را روشون گذاشت.

می دونی خداجون!!

دیگه حالم از این دنیا به هم می خوره!!

از تمام آدماش متنفرم !!

از تمام آدماش گریزانم!!

دوست دارم تک تک آدمای عوضی مثل...با دستام یکی یکی خفه کنم تا دنیا را از این گندی که گرفته خلاص کنم.

میدونم شاید خودمم اصلاً آدم خوبی نباشم؛آره نیستم!!حالم از خودم هم به هم می خوره!!

از خودم هم بدم می آید؛منم گند گرفته !!قلبم به جای پر شدن از عشق الهی پر از لجن و کثافتِ!!!!

نمی دونم این جور آدما با چه هدفی زندگی می کنند؟!

آخر کارشون چی میشه؟!

یعنی واقعاً سزای کثافت کاری ها و هرزگی هاشون را می بینند؟!

یعنی واقعاً.......؟!

خداجون می دونم عشق توی فیلم ها و قصه هاست؛ولی همون مجنون یا همون فرهاد کوه کن که وفاداریشون به عشقزبانزد خاص و عام مگه واقعی نبودند؟!

مگه عاشق نبودند؟!

درسته؛شاید بهعشقشوننرسیدند امّا.........

یعنی توی این دنیای عجیب و غریبی که ساختی وفاداری و انسانیت هیچ نقشی نداره؟!

همه چیز با کلک و نیرنگ جلو میره!!؟؟!!

تو که خــدایــی !!

همه جا حرف از عدل و انصاف توِ!!

یعنی سزای یه آدم عاشقِ وفادار که خودش را همه جوره وقف عشقش کرده ایــنه؟؟؟!!!

یعنی همیشه باید جفاکش باشه؟!

نباید هیچ وقت شاد باشه؟!

همیشه باید چشماش تر باشه؟!

آیا واقعاً این انصافه؟!

مگه میشه؟؟!!

خیلی عجیبه!!!!!!

دارم از تعجب شاخ در میارم!!اونم دو تــا !!!!!!!!

شاید من اشتباه می کنم؟!

ولی واقعاً باید تو این دنیای کثیف چه جوری بود؟! چه جوری زندگی کرد و دوام آورد؟!

شنیدی می گن «خواهی نشوی رسوا        همرنگ جماعت شو»

یعنی باید من و امثال من همرنگ این جماعت کثیف بشیم!!

این درسته؟؟!!

یعنی پاک بودن و پاک زیستن ،وفاداری و عاشق واقعی بودن،باعث رسواییِ آدمه؟!

جالبــه؟!!!!

همه چیز این دنیا جالبه!!!!


__